در شبانی که آسمان ایران از صدای انفجار و آهنگ جستجوگر موشک‌ها شکافته می‌شود اما شهر خالی نماند. تصاویر خیابان ها حکایت از مردمی داشت که نه در پناهگاه‌ها، که در دل خیابان‌ها ایستاده بودند. جوانان در میدان، پیرمردها با تکیه بر دیوار باغ‌های قدیمی، لب به دعا باز می‌کردند و زنان چادرهای خود را محکم‌تر بر سر می‌کشیدند.

به گزارش گویای صنعت، در شبانی که آسمان ایران از صدای انفجار و آهنگ جستجوگر موشک‌ها شکافته می‌شود اما شهر خالی نماند. تصاویر خیابان ها حکایت از مردمی داشت که نه در پناهگاه‌ها، که در دل خیابان‌ها ایستاده بودند. جوانان در میدان، پیرمردها با تکیه بر دیوار باغ‌های قدیمی، لب به دعا باز می‌کردند و زنان چادرهای خود را محکم‌تر بر سر می‌کشیدند.

 

این صحنه، مقاومتی نرم اما ریشه‌دار بود؛ مقاومتی که نه در شعار، که در ماندن معنا یافت. در لحظاتی که بمب‌های هوشمند، هوای شهر را هدف گرفته بودند، مردم ایران ایستادند. کسی از میدان‌ها فرار نکرد، کسی شهر را خلوت نگذاشت. گویی این ماندن، فریاد بی‌صدای جمعی بود که به آسمان زخمی می‌گفت: «ما هنوز این‌ایم، زیر همین آتش، همین موج‌های انفجار، همین دود. تو با هر موشک، تنها سنگ‌اندازی که ما را محکم‌تر بر جایمان می‌کوبد.

 

مقاومت مردم ایران در برابر رژیم صهیونیستی، نه از روی تعصب ناآگاهانه، که از سر فهم عمیق تاریخی ریشه می‌گیرد؛ خاطره جنگ تحمیلی، هشت سال مدارا با بمباران شیمیایی و هوایی، به مردم آموخت که صبر، سلاح بی‌نظیر و ماندن، توهین به حریف است. در شب حملات اخیر، باز هم این درس تکرار شد: خیابان‌ها خالی نشد، صف نان و دارو طولانی‌تر از همیشه بود، کارگران شیفت شب را ترک نکردند و پرستاران در بخش‌های بیمارستان نفس‌های خود را با شمارش نبض مجروحان گره زدند.

 

 

ایران، در این شب‌های پر از صدای جنگ، پرجمعیت‌ترین سنگر بی‌سیم‌هاست؛ سنگری که جمعیتش نه در آمار، که در همان ماندنِ ساده، اما سرکشِ خود در برابر تهدید، خلاصه می‌شود.