در رابطه با پیام دکتر قالیباف از مردم امریکاوکنایه به شعار"امریکارا دوباره باعظمت میکنیم" این پیام دکتر قالیباف واکنشی کنایه‌آمیز به شعار انتخاباتی «آمریکا را دوباره با عظمت می‌کنیم» (Make America Great Again) است. او با اشاره به مسائل داخلی آمریکا مانند تورم، شکاف طبقاتی، نفوذ الیگارش‌ها و پرونده جفری اپستین، تلاش دارد تناقض میان شعارهای رهبران آمریکا و واقعیت‌های موجود در این کشور را برجسته کند. چنین اظهاراتی در چارچوب گفتمان رقابتی و انتقادی مقامات ایرانی نسبت به سیاست‌های آمریکا قابل تحلیل است.

به گزارش گویای صنعت، در رابطه با پیام دکتر قالیباف از مردم امریکاوکنایه به شعار”امریکارا دوباره باعظمت میکنیم” این پیام دکتر قالیباف واکنشی کنایه‌آمیز به شعار انتخاباتی «آمریکا را دوباره با عظمت می‌کنیم» (Make America Great Again) است. او با اشاره به مسائل داخلی آمریکا مانند تورم، شکاف طبقاتی، نفوذ الیگارش‌ها و پرونده جفری اپستین، تلاش دارد تناقض میان شعارهای رهبران آمریکا و واقعیت‌های موجود در این کشور را برجسته کند. چنین اظهاراتی در چارچوب گفتمان رقابتی و انتقادی مقامات ایرانی نسبت به سیاست‌های آمریکا قابل تحلیل است.

البته. در ادامه دکترقالیباف عملاً می‌گوید: شما در خارج از مرزهایتان جنگ‌افروزی می‌کنید، اما داخل کشورتان با چه وضعیتی دست‌وپنجه نرم می‌کنید؟

 

او با اشاره به «اپستین‌سالاری» تلاش دارد به شبکه‌ای از پنهان‌کاری، سوءاستفاده جنسی و نفوذ ثروتمندان در ساختار قدرت آمریکا اشاره کند. «الیگارش‌ها» هم ناظر بر غلبه میلیاردرها بر سیاست‌گذاری‌ها و نابرابری فزاینده است. «ناتوانی در بازپرداخت هزینه‌ها» نیز به بدهی ملی و کسری بودجه مزمن آمریکا اشاره دارد.

 

به عبارت دیگر، پاسخ دکتر قالیباف به شعار «مگا» (MAGA) این است: شما در خارج جنگ راه می‌اندازید تا قدرت‌های پنهان داخلی و مشکلات ساختاری‌تان را بپوشانید. این نوع ادبیات در ایران معمولاً با هدف خنثی‌سازی روایت آمریکا از «ابرقدرتی» و «الگوی موفقیت» استفاده می‌شود.

در ادامه این نقد، می‌توان گفت دکتر قالیباف با این چهار محور تلاش دارد تصویری از «ضعف درونی» آمریکا ترسیم کند که در تضاد کامل با ادعای «عظمت‌سازی» بیرونی آن است. از منظر او:

 

۱. جنگ‌افروزی به‌مثابه انحراف: هزینه‌های نظامی و حضور در بحران‌های بین‌المللی (مثل اوکراین یا غزه) راهی برای منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات حل‌نشده داخلی و تغذیه صنایع نظامی‌‐الیگارشیک است.

 

۲. شکاف نسلی و اجتماعی: تورم مزمن و ناتوانی در بازپرداخت هزینه‌ها (بدهی ۳۴ تریلیون دلاری) باعث شده نسل جوان آمریکا نسبت به آینده اقتصادی بدبین باشد؛ چیزی که با شعار «عظمت» همخوانی ندارد.

 

۳. نماد اپستین‌سالاری: اشاره به اپستین (جزیره جنسی، ارتباط با چهره‌های ثروتمند و سیاسی) برای نشان دادن «نفاق سیستمی» است: همان افرادی که دم از ارزش‌های اخلاقی می‌زنند، در پنهان ساختار فساد را اداره می‌کنند.

 

به عبارت دیگر، پاسخ پنهان دکتر قالیباف این است: «عظمتِ آمریکا در قامتِ بمب و تحریم نیست؛ بلکه در توان حل مسائل داخلی‌اش است. اگر این توان را ندارید، شعارتان یک دروغ بزرگ انتخاباتی بیش نیست.» این روایت در فضای سیاسی ایران برای مقابله با جذابیت نرم‌افزاری آمریکا به‌کار می‌رود.

 

در واقع، دکتر قالیباف با این چهار نقطه، تلاش می‌کند یک تبارشناسی معکوس از مفهوم «عظمت» ارائه دهد. او می‌گوید عظمت مدنظر سران آمریکا، عظمتی نیست که برای مردم یک کشور معمولی تعریف می‌شود.

 

 

۱. تورم: نه یک پدیده اقتصادی، بلکه یک نظام توزیع قدرت

 

قالیباف به تورم اشاره می‌کند، اما در روایت او، تورم فقط گرانی کالا نیست. تورم یعنی «پول‌شدن ارزش‌ها». یعنی در جامعه‌ای که مدعی عظمت است، ارزش کار و تولید روزبه‌روز آب می‌رود و به جای آن، ارزش سرمایه و سفته‌بازی روزبه‌روز زیاد می‌شود. به عبارتی، او می‌گوید عظمت شما یعنی اینکه معیشت مردم عادی فدای شاخص‌های بورسی می‌شود. این یک «تورم اقتصادی» نیست؛ این یک تورم اخلاقی و اجتماعی است.

 

۲. ناتوان در بازپرداخت هزینه‌ها: افلاسِ مدل حکمرانی

 

اشاره به ناتوانی در بازپرداخت بدهی‌ها (چه بدهی ملی ۳۴ تریلیون دلاری، چه ناتوانی در تأمین بودجه درمان و تحصیل)، نقدی است به مدل رفاه نیابتی آمریکا. او می‌گوید شما الگویی ساخته‌اید که فقط با قرض و چاپ پول جلو می‌رود. عظمتِ یک کشور به بودجه نظامی‌اش نیست؛ به توانش در تأمین آینده کودکانش است. وقتی دولتی نتواند هزینه‌های جاری خود را بپردازد، یعنی مدل حکمرانی‌اش به بن‌بست خورده. پس این شعار «عظمت‌سازی» در حقیقت شعاری برای «بازسازی یک نظام ورشکسته» است، نه خلق یک فرصت جدید.

 

۳. الیگارش‌ها: فروپاشی رویای «جامعه طبقه متوسط»

 

نکته عمیق‌تر اینجاست. قالیباف با آوردن واژه «الیگارش» مستقیماً به این حقیقت اشاره می‌کند که شعار «عظمت» در عمل به نفع اقلیت ثروتمند تمام می‌شود. در تحلیل او، سران آمریکا برای «عظمت» چه کسی جنگ‌افروزی می‌کنند؟ برای عظمت شرکت‌های نظامی_نفتی (مجتمع نظامی_صنعتی). همان‌هایی که سهامدارانشان همان الیگارش‌ها هستند. این الیگارش‌ها از جنگ سود می‌برند، از بی‌ثباتی سود می‌برند و هزینه آن را مردم عادی و طبقه متوسطی می‌دهند که روزگاری آرزوی رؤیای آمریکایی را داشتند.

 

۴. اپستین‌سالاری: عظمت در سایه آبروریزی‌های پنهان

این کنایه از همه تیزتر و تلخ‌تر است. «اپستین‌سالاری» یک اتهام حقوقی نیست؛ یک تمثیل سیاسی است. قالیباف می‌گوید سیستمی که در رأس آن «عظمت» را شعار می‌دهد، سیستمی است که چهره‌های شاخص سیاسی، اقتصادی و حتی قضایی‌اش در یک شبکه جهانی از فساد، باج‌دهی و سوءاستفاده از کودکان دست دارند (پرونده جفری اپستین و جزیره کوچکش). این یعنی «عظمت» شما یعنی:

قدرتی که خود را مصون از قانون می‌داند.
ثروتی که برای پنهان کردن جنایت استفاده می‌شود.
·سیاستی که با باج‌خواهی و اطلاعات محرمانه از یکدیگر، اداره می‌شود.

نتیجه‌گیری نهایی: گفت‌وگوی دو روایت از «قدرت»

«شما به ما می‌گویید جنگ‌افروزی می‌کنیم تا آمریکا را با عظمت کنیم. اما ببینید این “عظمت” در درونتان چه شکلی است: اقتصادتان لگدِ تورم می‌خورد، بودجه‌تان به ناکجاآباد بدهکار است، قدرت در دست الیگارش‌های جنگ‌طلب است و اخلاق عمومی‌تان در لاک‌پشتی اپستین گم شده است. با این اوصاف، عظمتی که از بیرون با موشک و تحریم می‌سازید، فقط نقاب زشتی‌های درون خودتان است.»

این نگاه، کلید درک بسیاری از مواضع سیاست خارجی ایران است: مقابله با آمریکا نه به خاطر تهدید نظامی، که به خاطر بحران مشروعیت‌زدایی از الگوی حکمرانی غرب است.