وقتی از ثروتهای ملی ایران سخن میگوییم، ناخودآگاه نفت و گاز در ذهن تداعی میشود؛ غافل از اینکه ایران بر روی گنجینه ای از ۶۸ نوع مادهٔ معدنی با ذخایر قطعی بیش از ۴۰ میلیارد تن نشسته است. با این حال، سهم بخش معدن در تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور کمتر از ۱ درصد است! این آمار تلخ، نشان دهندهٔ یک ناکارآمدی ساختاری است: ما هنوز نتوانسته ایم معدن را به عنوان یک «محور توسعه» بشناسیم، نه یک «محصول حاشیه‌ای ». پرسش اینجاست: چرا با وجود چنین ظرفیتهایی، معدن همچنان در حاشیهٔ تصمیم گیریهای کلان کشور قرار دارد؟

به گزارش گویای صنعت، وقتی از ثروتهای ملی ایران سخن میگوییم، ناخودآگاه نفت و گاز در ذهن تداعی میشود؛ غافل از اینکه ایران بر روی گنجینه ای از ۶۸ نوع مادهٔ معدنی با ذخایر قطعی بیش از ۴۰ میلیارد تن نشسته است. با این حال، سهم بخش معدن در تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور کمتر از ۱ درصد است! این آمار تلخ، نشان دهندهٔ یک ناکارآمدی ساختاری است: ما هنوز نتوانسته ایم معدن را به عنوان یک «محور توسعه» بشناسیم، نه یک «محصول حاشیه‌ای ». پرسش اینجاست: چرا با وجود چنین ظرفیتهایی، معدن همچنان در حاشیهٔ تصمیم گیریهای کلان کشور قرار دارد؟

۱. معدن، محرک جهش تولید و اشتغال پایدار

هر واحد سرمایه گذاری در بخش معدن، به طور مستقیم و غیرمستقیم برای ۸ تا ۱۲ نفر اشتغالزایی ایجاد میکند. از تجهیزات سنگین تا واحدهای فرآوری، از حمل ونقل ریلی تا صادرات، یک زنجیرهٔ ارزش عظیم را شکل میدهد. اما متأسفانه، نگاه به معدن اغلب به «استخراج و فروش سنگ خام» محدود شده است. اگر به جای صادرات سنگ‌آهن خام، به تولید فولادهای ویژه و مقاطع پیشرفته بپردازیم، ارزش افزودهٔ آن تا ۵ برابر افزایش می‌یابد. ایمیدرو در سالهای اخیر گامهای خوبی در جهت تکمیل زنجیرهٔ ارزش برداشته، اما این مسیر نیازمند عزم ملی و حمایت رسانه‌ای جدی است.

۲. چالشهای پیشروی توسعهٔ معادن

موانع اصلی را میتوان در سه سطح دسته بندی کرد:

قانونی و حقوقی: طولانی بودن فرآیند صدور مجوزها، قوانین مالیاتی ناهماهنگ، و حقّ الارضهای سنگین.

زیرساختی: کمبود آب، انرژی و راههای دسترسی در مناطق معدنی نظیر کرمان، یزد و خراسان.

اجتماعی و زیست محیطی: عدم اعتماد جوامع محلی به بهره برداران معدنی و نادیده گرفتن الزامات بازسازی محیط زیست.

۳. رسانه، پل ارتباطی میان معدن و جامعه

جامعه از معدن لذت نمیبرد، چون آن را نمیبیند! رسانه ها میتوانند با روایتگری درست، تصویر معدن را از «یک کارگاه پر گرد و غبار» به «موتور محرک پیشرفت» تغییر دهند. تولید گزارشهای میدانی از زندگی کارگران معدن، نمایش فناوریهای نوین در استخراج، و پوشش طرحهای مسئولیت اجتماعی شرکتهای معدنی (مانند ساخت مدارس، جاده ها و مراکز درمانی در مناطق محروم)، میتواند احساس تعلق و افتخار را در جامعه ایجاد کند.

با توجه به شعار جشنواره که «معدن اولویت اول کشور شود» و «جامعه از معدن لذت ببرند»، ایدهٔ رسانه ای زیر ارائه میشود:

 

راه اندازی پویش ملی «یک روز با یک معدنچی»

در این پویش، خبرنگاران و سلبریتیهای تأثیرگذار به مدت ۲۴ ساعت در کنار کارگران معدن زندگی میکنند و از نزدیک سختیها، امیدها و دستاوردهای این صنعت را روایت میکنند. خروجی این پویش، تولید مستندهای کوتاه (Reels)، مصاحبه های صمیمی، و گزارشهای مردمی خواهد بود که در شبکه های اجتماعی دست به دست میشود. همچنین، از مردم خواسته میشود تا با مراجعه به معادن فعال در استان خود، عکس و فیلم ارسال کنند و بهترین آثار، در تلویزیون و رسانه های ملی پخش شود. این ایده، ضمن ایجاد همذات پنداری عاطفی، معدن را از یک واژهٔ خشک صنعتی به یک واقعیت ملموس و محبوب در زندگی روزمره تبدیل میکند.

توسعهٔ معادن، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای عبور از اقتصاد تک محصولی (نفتی) است. ایمیدرو با برگزاری این جشنواره، فرصتی طلایی برای جریان سازی رسانه ای فراهم کرده است. اما وظیفهٔ ما تنها ارسال مقاله نیست؛ ما باید به عنوان اصحاب رسانه، صدای بخشی باشیم که سکوت کرده است. بیایید با قلم و تصویر خود، معدن را از ورطهٔ فراموشی نجات دهیم و به جایگاهی که شایستهٔ آن است؛ یعنی صدر جدول اولویتهای کشور برسانیم. جامعه ای که از معدن لذت میبرد، جامعه ای است که به آیندهٔ خود امید دارد.

نویسنده : ساراپیرانه